برخلاف بعضیا که معتقدن فقط با کتاب حافظ میشه فال گرفت، من با هر کتاب شعری که دستم باشه فال می گیرم. از اونجا که کلا سعدی رو و شعراشو خیلی دوست دارم، امروز به نیت دل هممون از کتابش یه فال گرفتم:
از هرچه می رود، سخن دوست خوشتر است
پیغام آشنا نفس روح پرور است
هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
شاهد که در میان نبود، شمع گو بمیر
چون هست، اگر چراغ نباشد، منوّر است
ابنای روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغ زنده دلان، کوی دلبر است
جان می روم که در قدم اندازمش ز شوق
درمانده ام هنوز که نزلی محقر است
کاش آن به خشم رفته ما آشتی کنان
باز آمدی که دیده مشتاق بر در است
جانا! دلم چو عود بر آتش بسوختی
وین دم که می زنم از غمت دود مجمر است
شب های بی توام شب گور است در خیال
ور بی تو بامداد کنم، روز محشر است
سعدی! خیال بیهده بستی امید وصل
هجرت بکشت و وصل هنوزت مصور است
زنهار! از این امید درازت که در دل است
هیهات! از این خیال محالت که در سر است
پ.ن1: دلم گرفته از این میهمانخانه مهمانکش روزش تاریک
پ.ن2: سعدیم با ما سر ناسازگاری گذاشت